تبلیغات
نقاشی

دانلود آهنگ افسردگی از علی یاسینی

شنبه 6 مرداد 1397 12:58 ب.ظ

 

دانلود آهنگ افسردگی از علی یاسینی

143

فکر کنم آخراشه دیگه کارم تمومه ، خودمو نمیشناسم هیچی ازم نمونده

در و دیوار قهرن با من بیا بهشون بگو تقصیر من نبود

یه روزی حقمو از این دنیا میگیرم بیا که آرزوام بدون تو میمیرن

هیچ جایی بدون تو انگا جا نیست تموم خیابونا بهونتو میگیرن

از تکرار روزای مثل هم خستم کاش نمی دیدمت توئه بی عاطفه رو اصلا

همه چی واسم یه حس غریبی داره از این پیرمرد تو آئینه میترسم

گذشته از سرم هیچی مهم نی واسم دروغ میگم با خودم دیگه تو مردی واسم

گم میشم تو خاطرات اون روزا بازم الان همه منو با افسردگی میشناسن

شدم یه روانی که بدجوری رد دادم هر چی داشتم به پای تو به باد دادم

توکل این سالها همه زندگیم بودی لعنت به چشمات که نمیرن از یادم

روهمه دنیا دارم چشامو میبندم برگرد نزار اینا به اشکام بخندن

همه بهم میگن گذاشته رفته تو رفتنی نیستی چرا نمی خوان بفهمنن

توکل این سالها همه زندگیم بودی لعنت به چشمات که نمیرن از یادم

روهمه دنیا دارم چشامو میبندم برگرد نزار اینا به اشکام بخندن

همه بهم میگن گذاشته رفته تو رفتنی نیستی چرا نمی خوان بفهمنن


 

دانلود آهنگ جدید افشین حسنی یادش بخیر

یکشنبه 6 خرداد 1397 05:49 ب.ظ

 

افشین حسنی به نام  یادش بخیر

  • افشین حسنی به نام  یادش بخیر

    دانلود آهنگ جدید افشین حسنی به نام  یادش بخیر با لینک مستقیم
    دانلود موزیک جدید و بسیار زیبای افشین حسنی به نام  یادش بخیر با کیفیت بالا
    Download The New "Afshin Hasani" Song "Yadesh Bekheir"
    از جناب موزیک با دو کیفیت ۳۲۰ ، ۱۲۸
    لینک پرسرعت دانلود آهنگ  یادش بخیر + پخش آنلاین

     

    عکس کاور آهنگ جدید افشین حسنی به نام یادش بخیر عکس جدید افشین حسنی

     

    یادش بخیر ی روزگاری داشتیم ما با همدیگه اما حالا راحت میگه نمیخوادم دیگه 

    فک نمیکردم که رو دست میخورم از عشقم 

    فک نمیکردم ی روزی از چشاش میوفتم

    من که رو هر چی رو اسم اون قسم میخوردم آخرش چوب همین سادگیامو خوردم

    یادت نره که بهت بالو پر داد

    تو اوج تنهایی کی پناهت داد

    یادت نره اینجا یکی صبح تا شب توو فکرته اینکه برمیگردی یا نه فکر و ذکرشه

       لااقل به حرمت روزای خوبی که گذشت

    اینجوری آسون نباید از منه عاشق گذشت

    حق من تنهایی توو زندون تنهایی نبود میدونستم موندنی نیستی ولی رفتی چه زود

    یادش بخیر دیگه احساس تنهایی نداشت قلبم

    اما الان هی هواشو میکنه توو هر آنو هر دم

    فک نمیکردم که رو دست میخورم از عشقم 

    فک نمیکردم ی روزی از چشاش میوفتم

    من که رو هر چی رو اسم اون قسم میخوردم آخرش چوب همین سادگیامو خوردم

    یادت نره که بهت بالو پر داد

    تو اوج تنهایی کی پناهت داد

    یادت نره اینجا یکی صبح تا شب توو فکرته اینکه برمیگردی یا نه فکر و ذکرشه

       لااقل به حرمت روزای خوبی که گذشت

    اینجوری آسون نباید از منه عاشق گذشت

    حق من تنهایی توو زندون تنهایی نبود میدونستم موندنی نیستی ولی رفتی چه زود

     


 

دانلود آهنگ جدید کامران تفتی به نام تصویر خنده

سه شنبه 14 شهریور 1396 01:52 ق.ظ

 

  • [unable to retrieve full-text content]

برچسب ها: دانلود ، آهنگ ، جدید ، کامران ، تفتی ، به ، نام ،
 

دانلود آهنگ جدید ما به هم نمیاییم یوسف زمانی

جمعه 3 شهریور 1396 12:54 ق.ظ

 

آهنگ جدید یوسف زمانی ما به هم نمیاییم
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای یوسف زمانی به نام ما به هم نمیاییم
دانلود آهنگ ما به هم نمیاییم با لینک مستقیم به همراه پخش آنلاین و متن آهنگ
ترانه و آهنگ: یوسف زمانی ، تنظیم: فتاح فتحی

دانلود آهنگ جدید ما به هم نمیاییم یوسف زمانی

Downloade Ahange Jadide Yousef Zamani Be Name Ma Be Ham Nemiaeim

Yousef Zamani Ma Be Ham Nemiyaeim دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی ما به هم نمیاییم
بی رحمی اگه بگی حسی نسبت به من نداری

بگو یه شوخیه داری سر به سر من میذاری
ما میتونیم یه عمر کنار هم بمونیم …

 

متن آهنگ یوسف زمانی ما به هم نمیاییم

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫
چجوری میتونی خاطره هامونو ازم بگیری میگی بهتره توام مث من فراموشی بگیری
نمیشه عاشق روزای خوبش فراموش نمیشه …
♯♩♪♫♬♮♫♪♩
بی رحمی اگه بگی حسی نسبت به من نداری بگو یه شوخیه داری سر به سر من میذاری
ما میتونیم یه عمر کنار هم بمونیم …
♯♩♪♫♬♮♫♪♩
نمیدونی تصمیمت اگه جدایی باشه این جدایی زندگیمو از هم میپاشه
لعنتی آخه به چی قیمتی با اونی که دیوونته نمیمونی
♯♩♪♫♬♮♫♪♩
کی تو زندگیته که منو از چشت انداخت آخر هر بازی یا برده یا باخت
بی مرام مگه ازت چی میخوام آخه چرا میگی ماه به هم نمیایم
♯♩♪♫♬♮♫♪♩
دیگه بهم نگو رابطمون تمومه بذاری بری چیزی از زندگی واسم نمیمونه
میشه بمونی تو که تو نبودت حال منو میدونی …
♯♩♪♫♬♮♫♪♩
میگی آیندتو بدون منم میتونی بسازی پس چرا زندگیه منو گرفتی به بازی
آخه دیوونه کی مث من میتونه عاشقت بمونه …
♯♩♪♫♬♮♫♪♩
نمیدونی تصمیمت اگه جدایی باشه این جدایی زندگیمو از هم میپاشه
لعنتی آخه به چی قیمتی با اونی که دیوونته نمیمونی
♯♩♪♫♬♮♫♪♩
کی تو زندگیته که منو از چشت انداخت آخر هر بازی یا برده یا باخت
بی مرام مگه ازت چی میخوام آخه چرا میگی ماه به هم نمیایم


برچسب ها: دانلود ، آهنگ ، جدید ، ما ، به ، هم ، نمیاییم ،
 

دانلود آلبوم جدید ماکان باند دیوونه بازی

یکشنبه 29 مرداد 1396 03:09 ب.ظ

 

دانلود آلبوم جدید ماکان باند دیوونه بازی
دانلود آلبوم جدید و زیبای ماکان باند به نام دیوونه بازی با بهترین کیفیت ممکن
دانلود آلبوم دیوونه بازی با لینک پر سرعت و مستقیم خزرموزیک
Downloade Albume Jadide Macan Band Be Name Divooneh Bazi

Macan Band Divooneh Bazi دانلود آلبوم جدید ماکان باند دیوونه بازی

آلبوم ماکان باند دیوونه بازی

من اینو میدونم با تو آرومم اسمتو میارم همه جا میگم تویی تویی خانومم
♯♩♪♫♬♮♫♪♩
من اینو میدونم با تو آرومم اسمتو میارم همه جا میگم تویی تویی خانومم
♭♩♪♫♬♫♪♩
دیوونه بازی نکن خودتو راضی نکن که عاشقم نباشی که عاشقم نباشی
♯♩♪♫♬♮♫♪♩
دیوونه بهونه هی نگیر دلمو دست کم نگیر که عاشقت نباشم که عاشقت نباشم
♭♩♪♫♬♫♪♩
دیوونه بازی نکن خودتو راضی نکن که عاشقم نباشی که عاشقم نباشی
♯♩♪♫♬♮♫♪♩
دیوونه بهونه هی نگیر دلمو دست کم نگیر که عاشقت نباشم که عاشقت نباشم

دانلود همه آهنگهای ماکان باند


برچسب ها: دانلود ، آلبوم ، جدید ، ماکان ، باند ، دیوونه ، بازی ،
 

دانلود آهنگ جدید یاسر محمودی اینقد میخوامت

دوشنبه 22 خرداد 1396 10:00 ب.ظ

 

دانلود آهنگ جدید یاسر محمودی اینقد میخوامت با لینک مستقیم و پخش آنلاین

  • دانلود آهنگ جدید یاسر محمودی اینقد میخوامت با لینک مستقیم و پخش آنلاین

    دانلود آهنگ جدید یاسر محمودی اینقد میخوامت

    دانلود آهنگ جدید یاسر محمودی اینقد میخوامت با لینک مستقیم و پخش آنلاین

    Download New Music Yaser Mahmoudi Inghadr Mikhamet

    از جناب موزیک با دو کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰

    پشتت دویدم این همه راه و نه دست خالی برنمیگردم

    دارم تقلا میکنم بفهم کاری که قبل از تو نمیکردم

    من چشمامو بخاطر هیشکی تو سوز گریه نمیسوزوندم

    من قبلا اینجوری نبودم که قبل از تو با هیشکی نمیموندم

    اینقدر میخوامت

    پشتت دویدم این همه راه و نه دست خالی برنمیگردم

    دارم تقلا میکنم بفهم کاری که قبل از تو نمیکردم

    من چشمامو بخاطر هیشکی تو سوز گریه نمیسوزوندم

    من قبلا اینجوری نبودم که قبل از تو با هیشکی نمیموندم

    اینقد میخوامت که میتونی دلیل هر دلواپسی باشی

    قبل از تو با هیشکی نمیموندم شاید تو نفرین کسی باشی

    هر کی به جز تو بود باور کن فقط یه بار صداش میکردم

    خودم چمدونشو میبستم خودم کفششو پاش میکردم

    هر کی به جز تو بود قبل از اینکه بره رهاش میکردم

    پشت سرش درا رو میبستم که برنگرده به من و دردم

    قبل از تو احساسم به هیچ کسی اینقد عمیق تو ریشه هام نبود

    من قبلا اینجوری نبودم که اینقد عزیز هیشکی برام نبود

    اینقد میخوامت که میتونی دلیل هر دلواپسی باشی

    قبل از تو با هیشکی نمیموندم شاید تو نفرین کسی باشی

    هر کی به جز تو بود باور کن فقط یه بار صداش میکردم

    خودم چمدونشو میبستم خودم کفششو پاش میکردم

    اینقد میخوامت که میتونی دلیل هر دلواپسی باشی

    قبل از تو با هیشکی نمیموندم شاید تو نفرین کسی باشی

    اینقد میخوامت


 

افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

پنجشنبه 18 خرداد 1396 04:11 ب.ظ

 

افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

  • افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    تعداد زیادی از افراد مشهور پس از رسیدن به ثروت افراد دیگر را در نظر نمی‌گیرند و خودخواه میباشند اما باید دقت داشته باشید که بعضی دیگر نیز ثروت های کلان خود را می بخشند.در بین ستاره های بیشماری که در جهان میباشند، بعضی از انها با انجام کارهای خیرخواهانه و سخاوتمندانه شان جای خاصی در دل مردم و هوادارانشان پیدا کرده اند. با ما همراه شوید تا با تعدادی از این چهره های سخاوتمند آشنا شوید.

    استورمزی
    استورمزی، خواننده معروف بریتانیایی هفته قبل با کار سخاوتمندانه‌ای که کرد، مورد دقت رسانه‌ها قرار گرفت؛ او بعد از آن که متوجه شد یک دانشجوی آکسفورد برای آنکه بتواند به هاروارد برود، پول لازم دارد، تصمیم گرفت به او کمک کند.

    فیونا آسیدو، دانشجوی دانشگاه آکسفورد، برای جمع کردن پولی که لازم داشت، به سراغ یکی از سایت ‌هایی رفت که به شما امکان میدهند برای جمع کردن پولی که لازم دارید، کارزار به راه بیندازید. با باز کردن حساب کاربری در این سایت‌ها شما می توانید درمورد کاری که برایش پول لازم دارید، توضیح دهید و از دیگران بخواهید که به شما کمک مالی کنند.
    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    فیونا در این سایت نوشت که برای رفتن به هاروارد ۱۲ هزار پوند لازم دارد. یکی از دوستان او در یک توییت خطاب به استورمزی، از او خواست که به فیونا کمک کند و می توانید حدس بزنید که این خواننده چه کرد: همان روز ۹ هزار پوند به فیونا کمک کرد.

    فیونا میگوید: “سورئال بود.”

    “یک شوک لحظه‌ای بود. باورم نمی‌شد. هنوز تحت‌تاثیر کاری هستم که او انجام داد.”در عوض، یکی از دوستان فیونا در توییت دیگری خطاب به استورمزی نوشت که برای تشکر، وی را در رستوران نندوز مهمان خواهد کرد. او هم جواب داد: “قبوله!”استورمزی تنها چهره سرشناسی نیست که برای کمک به هوادارانش دست به جیب می شود.

    نیکی میناژ

    کمتر از یک ماه پیش، نیکی میناژ در توییتر مسابقه‌ای به راه انداخت و گفت که برنده مسابقه را از هر کشوری در جهان که باشد، به کشور آمریکا می برد تا در لاس وگاس با هم خوش بگذرانند. علت این کارش چه بود؟ صرفا چون “مامانتون پول کافی درمیاره”.در جواب، یکی از طرفدارانش در توییتر از او پرسید: یعنی می‌خوای پول شهریه منو بدی؟

    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    گرچه که نیکی میناژ پول را داد. او توییت کرد: “پولش را میدهم اگر نشان دهید که A «بالاترین نمره در ارزیابی تحصیلی مدارس و دانشگاه‌ها» گرفته‌اید و من هم بتوانم تایید آن را از محل تحصیل شما بگیرم.”او اضافه کرد: “چه کسی می خواهد وارد چنین مسابقه‌ای شود؟ جدی میگویم. لازم هست رقابت را رسما به راه بیندازم؟”

    نیکی میناژ بقیه روزش را صرف جواب دادن به حدود ۳۰ توییت دیگر کرد با این وعده که شهریه، قرض و وام چند نفر را می پردازد یا چیزی راکه لازم دارند، برایشان می خرد. او از این افراد خواست که اطلاعات حساب بانکی‌شان را برایش بفرستند و اضافه کرد که یکی دو ماه دیگر دوباره کار مشابهی می کند.

    کریسی تیگن

    ماه قبل، مرسدس ادنی برای جمع کردن پولی که برای ثبت‌نام در یک آکادمی زیبایی لازم داشت، کارزاری اینترنتی به راه انداخت. شهریه آکادمی ۵ هزار و ۹۹۵ دلار بود.

    اندکی بعد، یعنی وقتی که کمی بیش از ۳۰۰ دلار از این پول جمع شده بود، کریسی تیگن، مدل معروف و مجری برنامه‌های سرگرم‌کننده، متوجه این کارزار شد و تصمیم گرفت بقیه پول، یعنی حدود ۵ هزار و ۶۰۵ دلار باقی‌مانده را بپردازد. او در یک پیام نوشت: “برای مدتی طولانی ناظر شور و اشتیاقت برای اینکار بودم و خیلی هیجان زده‌ام که شاهد تحقق این رویای تو باشم.”
    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    مرسدس با انتشار رسید ثبت‌نام خود نوشته هست: “همه ی شب گریه کرده‌ام. امروز صبح موقع پرداخت پیش‌قسط ثبت‌نامم هم گریه می کردم. مدت‌ها بود که تا این حد شاد نبوده‌ام.”

    تیلور سویفت

    تیلور را شاید بتوان ملکه کارهای خیریه دانست. او برای خیلی از طرفدارانش همانند یک مادرخوانده جادویی بوده هست؛ قسط دانشجویی انها را پرداخت کرده، آن ها را با فرستادن هدیه‌های کریسمس غافلگیر کرده، به طور غیرمنتظره به مهمانی‌های قبل و بعد از عروسی آن ها رفته و برای ملاقات با آن ها وقت گذاشته هست.

    یک‌بار یکی از هوادارانش که دختری یازده ساله بود، نتوانست به کنسرت تیلور سوئیفت برود، چون مجبور شده بود برای درمان سرطان خون در بیمارستان باشد. واکنش این خواننده چه بود؟ ۵۰ هزار دلار به این دختر کمک کرد. یک بار دیگر، بعد از مرگ یکی از هوادارانش در یک تصادف ۵ هزار دلار برای فراهم سازی هزینه تدفین او کمک کرد.
    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    گرچه تیلور سوئیفت فقط هوای طرفدارانش را ندارد. سال قبل و بعد از خرابی‌های ناشی از سیل در لوئیزیانا یک میلیون دلار به آسیب‌دیدگان کمک کرد.

    جورج مایکل

    جورج مایکل با چندین خیریه بزرگ کار میکرد، از جمله حق امتیاز تعدادی از آهنگ‌هایش را به چند خیریه فعال در اساس مقابله با قحطی در اتیوپی، اچ‌آی‌وی و کمک به کودکان بخشیده بود.در عین حال، به طور مخفیانه هم به خیلی‌ها کمک کرده بود و ماجراهای مربوط به چند مورد از بذل و بخشش‌های سخاوتمندانه‌اش کمی بعد از مرگ او منتشر شد.

    از جمله یک زوج گفت که وقتی برای فراهم سازی هزینه لقاح مصنوعی خود درمانده بودند، او ۱۵ هزار پوند به انها کمک کرد. یک نفر هم گفت که وقتی دانشجوی پرستاری بود و بعنوان پیشخدمت کار می کرد، جورج مایکل پنج هزار دلار برای پرداخت قرض‌هایش به او کمک کرده هست.
    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    همین طور بعد از مرگ جورج مایکل معلوم شد که او به طور ناشناس در یک مرکز کمک به بی‌خانمان‌ها کار می‌کرده هست.

    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    ساندرا بولاک

    اسوند پترسون ۸۶ ساله سال‌ها در هتل بورلی‌هیلز کار کرده بود، اما ماه قبل مشخص شد که او بی‌خانمان شده هست و گاه برای سه یا چهار روز خوراکی برای خوردن ندارد، در نتیجه کارزاری اینترنتی به راه افتاد تا برایش پول جمع کنند.وقتی ساندرا بولاک، هنرپیشه معروف هالیوود متوجه ماجرا شد، پنج هزار دلار به این کارزار کمک کرد و در یک پیام خطاب به اسوند نوشت: “همه ی‌چیز درست خواهد شد.”
    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

     به گزارش پارس ناز براساس تازه‌ترین خبرها، اسوند هم اکنون یک منزل اخیر پیدا کرده هست و پول به اندازه‌ای جمع شده هست که هزینه اجاره منزل وی را تا یک سال فراهم سازی می کند.

    کالین فارل
    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    افراد مشهور که بخشنده و سخاوتمند هستند

    در سال ۲۰۰۷ میلادی وقتی کالین فارل برای شرکت در یک جشنواره فیلم در تورنتو بود، ۲ هزار و ۱۰۰ دلار به یک مرد بی‌خانمان کمک کرد؛ وی را به خرید برد، برایش لباس و کیسه خواب خرید و به او پول کافی داد تا بتواند یک اتاق اجاره کند.


 

دانلود آهنگ تکون بده اپیکور

چهارشنبه 9 فروردین 1396 08:46 ب.ظ

 

دانلود آهنگ جدید اپیکور تکون بده
دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای گروه اپیکور بند به نام تکون بده با کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
به همراه پخش آنلاین و متن آهنگ
Downloade Ahange Jadide Epicure Band Be Name Tekon Bede

Epicure Band Tekon Bede دانلود آهنگ جدید اپیکور تکون بده

Epicure Band Tekon Bede دانلود آهنگ جدید اپیکور تکون بده

منبع: دانلود آهنگ جدید اپیکور تکون بده
متن آهنگ جدید اپیکور تکون بده

تکون بده جدیدترین آهنگ اپیکور بند از خزر موزیک با حضور تمام اعضای گروه


برچسب ها: دانلود ، آهنگ ، تکون ، بده ، اپیکور ،
 

گوشی نوکیا TA-1000 مجوز 3C را دریافت کرد

دوشنبه 13 دی 1395 08:20 ب.ظ

 

گوشی نوکیا TA-1000 مجوز 3C را دریافت کرد

  • گوشی نوکیا TA-1000 مجوز 3C را دریافت کرد

    گوشی جدیدی از برند نوکیا که توسط شرکت HMD Global تولید شده توانسته مجوز 3C چین را دریافت کند؛ براساس این مجوز، پورت شارژر این گوشی 2 آمپرساعتی بوده است. در حالی که به نظر می‌رسد زمان زیادی تا معرفی گوشی‌های جدید شرکت نوکیا باقی نمانده، این گوشی توانسته مجوز 3C چین را دریافت کند و احتمالا با توجه به عدم پشتیبانی از شارژر سریع نمی‌تواند یک گوشی میان‌رده باشد.

    براساس شایعات، گوشی به نمایش در آمده احتمالا Nokia E1 نام خواهد گرفت. برهمین اساس، این گوشی توسط یک چیپست اسنپ‌دراگون میان‌رده پشتیبانی می‌شود و در کنار آن حافظه‌ی رم 1 گیگابایتی و اندروید نوقا قرار خواهد گرفت. گمان می‌رود این گوشی میان رده به نمایشگری 5.5 اینچی مجهز شود. فعلا اطلاعات بیشتری در مورد گوشی‌های مورد انتظار نوکیا در دسترس نیست و باید منتظر معرفی رسمی این گوشی‌ها بمانیم.

    لینک کوتاه: http://tech-news.ir/?p=57876


برچسب ها: گوشی ، نوکیا ، TA-1000 ، مجوز ، 3C ، را ، دریافت ،
 

معصومه آباد: کسانی که اسناد را به یاشار سلطانی دادند ابتدا مدعی بودند او را نمی‌شناسند

سه شنبه 11 آبان 1395 07:19 ب.ظ

 

کسانی که اسناد را به یاشار سلطانی دادند ابتدا مدعی بودند او را نمی‌شناسند

  • کسانی که اسناد را به یاشار سلطانی دادند ابتدا مدعی بودند او را نمی‌شناسند

    عضو شورای اسلامی شهر تهران گفت: آنهایی که به انتشار اخبار دروغین درباره واگذاری املاک اقدام می‌کنند مرا نزدند بلکه عقبه ایثار و شهادت را زدند در حالی که من اعتبار و آبرویم را از شکنجه‌ در زندان‌های ابوغریب و الرشید بدست آوردم.

    به گزارش فارس، معصومه آباد در سیصد و دومین جلسه شورای شهر تهران گفت: از شهرداری در زمینه نوسازی بافت فرسوده، فضای سبز و اقداماتی که برای 27 هزار و 600 نفر در 14 تعاونی مسکن انجام شده تشکر می‌کنم.

    وی در رابطه با اینکه چرا زودتر شهردار تهران گزارشی از تخلف املاک را نداده،‌ گفت: به شهردار گفتم مردم ذی‌حسابان شهر هستند و بهتر است از من شروع کنید؛ اما آقای قالیباف گفت چون مجموعه مدیریت شهری متهم شده اجازه دهید سازمان‌های فرادستی مانند قوه قضائیه و دادستانی به این موضوع رسیدگی کند و بعد موضوع را روشن می‌کنم.

    آباد گفت: شورای شهر منتخب مردم است؛ اما مدیران منتصب بودند. اعضای شورا به رأی مردم برای حل مشکلات آنها انتخاب شدند و تعجب می‌کنم که چرا از این اعضا دفاع نشد.

    عضو شورای اسلامی شهر تهران گفت:‌من هنوز تلخ‌کام هستم نمی‌دانم آبرو از چه جنسی است، به دادستان تهران هم گفته‌ام حیثیت از چه جنسی است و هنوز در شبکه‌های مجازی برای من پیام ارسال می‌شود و حیثیت من و 5 نفر از اعضای شورا دیگر برنمی‌گردد.

    آباد گفت: من بیگناه هستم و قبل از نشر این اخبار گفتم نه مالک، نه بهره‌بردار و نه حتی از بستگان من مالک هیچ کدام از این پلاک‌های ثبتی نیست و تمام گفته‌ها دروغ محض است.

    وی تصریح کرد: اما حالا که این اتفاق افتاده و ابعادش روشن شده خدا کند این مسئله از درون شورا شکل نگرفته باشد. من به هفت نفر از اعضای شورا گفتم که آیا یاشار سلطانی را می‌شناسید؟ این موضوع شأن من و شأن شورا است اما هیچکس نگفت که وی را می‌شناسد و فقط لبخند زدند و همدردی کردند.

    این عضو شورای اسلامی شهر تهران ادامه داد: به پدر این خبرنگار هم گفتم مادرم، مادر شهید است که دخترش اسیر است و خانه‌اش آوار شده و اکنون در امامزاده داود مستأجر است شاهد این موضوع مسئول دفتر آقای حکیمی‌پور است که به طور اتفاقی با مادرم آشنا و از این موضوع با خبر شده است.

    آباد گفت: به خانواده من رحم کنید و این کار را با ما نکنید، شما در واقع من را نزده‌اید عقبه من را زده‌اید که جامعه ایثارگری است. من به یاشار هم گفتم اعتبارم را زیر شکنجه‌های زندان‌های ابوغریب و سلول‌های الرشید گرفته‌ام و به همین دلیل قبل از انتشار خبر از من تحقیق کن.

    وی افزود:‌ از همکاران خودم انتظار داشتم همانگونه که برای این خبرنگار نامه نوشتند و امضاء کردند برای حفظ رأی مردم و کیان شورا هم ساکت نمی‌نشستند. این 5 نفر عضو شورای شهر بودند که با رأی مردم انتخاب شده‌اند. اگر این اتفاقات یک جریان سیاسی نیست و کار یک نفر است چرا در دفاع از حقوق شورا حرفی زده نمی‌شود و ساکت نشسته و به هم لبخند می‌زنند.

    این عضو شورای اسلامی شهر تهران گفت: برای رأی مردم کاری کنید تا سیاسی عمل نکرده باشیم.

    آباد گفت: زمانی که یاشار سلطانی اقدام به انتشار نامه و تهمت‌زنی کرد با برخی اعضاء صحبت کردم اما گفتند این فرد را نمی‌شناسند ولی بعدها معلوم می‌شود که نامه توسط این افراد به سلطانی داده شده است.

    آباد گفت:‌ عید غدیر سند خانه‌ام را برداشتم تا یاشار را آزاد کنم اما شاکی ایشان مدعی‌العموم بود من از همکاران خودم شاکی هستم و باید اکنون به مردم بگویند که این‌ها دروغ بوده است.


برچسب ها: معصومه ، آباد: ، کسانی ، که ، اسناد ، را ، به ،
 

عکس فتوشاپ‌ شده مسی و سوارس درشب هالووین سوژه شد (+ عکس)

سه شنبه 11 آبان 1395 07:10 ب.ظ

 

عکس فتوشاپ‌ شده مسی و سوارس درشب هالووین سوژه شد (+ عکس)

  • عکس فتوشاپ‌ شده مسی و سوارس درشب هالووین سوژه شد (+ عکس)

    عکسی فوتوشاپ شده‌ای که از چهره دو مهاجم بارسلونا در شب هالووین منتشر شده بود، در فضای مجازی سوژه شد.

    به گزارش ایسنا و به نقل از موندودپورتیوو، بازیکنان بارسلونا که خود را برای دیدار امشب برابر منچسترسیتی در لیگ قهرمانان اروپا آماده می کنند، در شب هالووین سوژه شدند.

    پیشتر عکسی از لیونل مسی و لوییس سوارس در کنار هم منتشر شده بود که فوتوشاپ آن در شب هالووین توسط کاربران شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد. 


برچسب ها: عکس ، فتوشاپ‌ ، شده ، مسی ، و ، سوارس ، درشب ،
 

آهنگ یادگاری ها از علیشمس و مهدی جهانی

پنجشنبه 29 مهر 1395 07:27 ب.ظ

 

دانلود آهنگ یادگاری ها از علیشمس
دانلود آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی یادگاری ها از خوانندگان محبوب علیشمس به همراه مهدی جهانی با دو کیفیت عالی
Downloade Ahange Jadide Alishmas Ft. Mehd Jahani Be Name Yadegariha

alishmas-mehdi-jahani-yadegariha

بیوگرافی علیشمس: علی شمس ملقب به علیش مس در سال ۱۳۶۶ تو انگلستان به دنیا آمد.از شش سال پیش به موسیقی روی آورد.
شروع به خوانندگی در سبک رپ کرد.او خیلی سریع پیشرفت کرد و با اساطیر رپ ایران همخوانی کرد از جمله ساسی مانکن و سعید کرمانی و …
او هم اکنون ساکن شمال تهران میباشد و از علایق او می شود به موسیقی,ورزش و غذا نام برد که به قول خودش غذا دوست دارم ولی چون همیشه رژیمم رعایت میکنم.علیش مس همیشه سعی میکند بیشتر آهنگهای شاد اجرا کند تا مردم را شاد کند!همچنین او پارسال نامزد کرد که به قول خودش نامزدش رو خیلی دوست داره.

اکثر کارهای اخیر او به همراه مهدی جهانی خوانده شده است و این دو هنرمند توانسته اند با هم یک زوج هنری پر طرفدار تشکیل دهند.

متن آهنگ یادگاری ها از علیشمس و مهدی جهانی
دانلود آهنگ یادگاری ها از علیشمس و مهدی جهانی


برچسب ها: آهنگ ، یادگاری ، ها ، از ، علیشمس ، و ، مهدی ،
 

سیل در مازندران؛ قطع برق و آبگرفتگی در بابل و ساری

یکشنبه 25 مهر 1395 07:43 ب.ظ

 

سیل در مازندران؛ قطع برق و آبگرفتگی در بابل و ساری

  • سیل در مازندران؛ قطع برق و آبگرفتگی در بابل و ساری

    همچنین تخلیه آب از ١٤ واحد مسکونی صورت گرفت. سه تیم امدادی شامل ۱۶ تن امدادگر و نجاتگر خدمات لازم را در مناطق تحت تاثیر سیل ارایه دادند.

     قائم مقام سازمان امداد و نجات، عملیات امدادرسانی به آسیب‌دیدگان در سیل و آبگرفتگی استان مازندران طی ۲۴ ساعت گذشته را تشریح کرد.

    مرتضی سلیمی در گفت‌وگو با ایسنا، در تشریح عملیات کمک به مناطق متأثر از سیل و آبگرفتگی استان مازندران طی ٢٤ ساعت گذشته گفت: شهرستان‌های بابل و ساری تحت تاثیر سیل و آبگرفتگی قرار داشتند. بر همین اساس سه شهر و روستا در این شهرستان‌ها امدادرسانی شدند.

    وی از امدادرسانی به ۶۳ تن در مناطق مذکور خبر داد و گفت: همچنین تخلیه آب از ١٤ واحد مسکونی صورت گرفت. سه تیم امدادی شامل ۱۶ تن امدادگر و نجاتگر خدمات لازم را در مناطق تحت تاثیر سیل ارایه دادند.


 

بیوگرافی شهاب مظفری

چهارشنبه 21 مهر 1395 02:17 ب.ظ

 

دانلود آهنگ معذرت از شهاب مظفری
دانلود آهنگ فوق العاده شنیدنی معذرت از شهاب مظفری با دو کیفیت متفاوت

به همراه متن آهنگ

Shahab Mozaffari Mazerat دانلود آهنگ معذرت از شهاب مظفری

بیوگرافی شهاب مظفری:
شهاب مظفری در هفتمین روزِ ماهِ بهشتیِ اردیبهشت ۱۳۶۳ در تهران متولد شد. پس از اتمامِ تحصیلات ابندایی و متوسطه ، در رشته ی کامپیوتر واردِ داشنگاه شد.
به خاطرِ علاقمندی به موسیقی به صورت همزمان فعالیت خود را در این زمینه نیز علاوه بر ادامه ی تحصیلاتِ عالیه ادامه داد. اولین آهنگِ خود را با ترانه و آهنگسازیِ خود در سال ۱۳۸۷ به نام “از وقتی رفتی…!” منتشر کرد . که ورژن پیانوی این کار ، بسیار پُرطرفدار ظاهر شد. تا کنون بیش از دهها تِرَک وآهنگ از این خواننده منتشر شده است که تمامی آنها به خاطر جنسِ صدای خاصِ او ، بسیار متفاوت و تاثیر گذار است و سبکِ خاصی که در تمامی کارهایش دنبال می کند ، باعث شده همواره ، تمامی آنها امضایی نامرئی ، داشته باشد. ساز حرفه ای او پیانو ست که از کودکی یادگیریِ آن را آغاز کرد. و مضاف بر آن ، گیتار کلاسیک نیز، از سازهای دیگری ست که مسلط است.

متن آهنگ معذرت از شهاب مظفری
معذرت اگه کمم واسه دلت
نگفتم حرفمو بهت
گذاشتم عاشقم بشی
شدم تمومه عاملت
سرگیجه های دائمت
نفهمیدی که عشق من تو زندگیت مزاحمه
معذرت اگه داد میزدم سرت
اگه چشمات همش تره
اگه بعد از این بازیام
میگفتم بار آخره

دانلود آهنگ معذرت از شهاب مظفری


 

گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبال

شنبه 17 مهر 1395 11:42 ق.ظ

 

گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبال

  • گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبال

    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبال

    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبال 

    حتی اگر یک بازی فوتبالی که چندان مهم نباشد مورد تحلیل حمیدرضا صدر قرار گیرد,برای ما چنان جذاب خواهد بود که تماما گفتگو را به تماشا می نشینیم. اولین یادداشتی که برای مان نوشت درباره فوتبال بود. در نقد علی پروین با تیتر معروف «مردی که می خواست سلطان باشد». مثل توپ صدا کرد. آن وقت ها مثل امروز نبود که پروین کرک و پرش ریخته باشد. خود سلطان بود. با کلی خدم و حشم.

    با بی شمار هواخواه تیفوسی که زنگ می زدند و تهدید می کردند. بعدها یادداشت مشابهی برای علی دایی نوشت. فردای روزی که عکاس جوانی را جلوی هتل استقلال زیر مشت و لگد گرفته بود. و یادداشت های بعدی و بعدی.
    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبالتنها برای مرور این خاطرات نبود که سراغش رفتیم. می خواستیم فوتبال را که عاشقانه دوستش دارد، از چشم او ببینیم. از چشم مرد فرهیخته ای که در 60 سالگی همچنان پر از انرژی است. پر از شور و هیجان. گیرم که نسبت به 15 سال پیش کمی محافظه کار شده باشد. گیرم که گاهی مجبور باشد سرش را کمی کج کند تا بتواند از درهای کوتاه صدا و سیما تو برود.

    از اتفاقات پارک آب و آتش شرو ع کنیم؟ حسابی خبرساز شدید!

    گروه های طرفداری باشگاه ها گاهی در رستوران ها یا کافی شاپ ها گرد هم می آیند و گاهی هم از من دعوت می کنند به جمع شان بپیوندم. همیشه تلاش کرده ام وقت بگذارم و کنارشان قرار بگیرم. حتی گاهی بعضی از دوستان فوتبالیست را هم با خودم می برم. مثلا یک بار در جمع طرفداران رم،

    رحمان رضایی را با خود بردم. بده بستان با خوره های فوتبال همیشه شیرین است. می توان نشست و «خاطره بازی» کرد. دوستان آرسنالی گفتند جمع بعدازظهر در پارک آب و آتش گرد هم می آییم. گفتم اصلا عصر جمعه در یک محیط باز و عمومی مکان مناسبی نیست.

    گفتند، صحبت کرده ایم و مشکلی نیست. وقتی رسیدم دیدم مامورهای پارک می گویند مجوز نگرفته اید. در حال خروج بودیم که چند نفر از طرفداران، کتاب هایم را برای امضا آوردند و عکس سلفی هم می گرفتند. آنها ریختند دورمان. مامور پارک گفت بفرمایید در ماشین ما بنشینید تا کمی خلوت شود. همین.

    خیلی از این بچه های گروه های طرفداری هم استعدادهای فوتبالی زیادی دارند. به خصوص با اینک گسترش رسانه های مجازی، کارهایی از این بچه ها می بینیم که قابل تمجید است. شما هم این حس را دارید؟

    البته… به اعتقاد من نسل جوان با هر معیاری از نسل ما جلوتر است. مثالی می زنم شماها از زمانی که یادتان می آید در خانه تان تلویزیون بوده، ولی ما در بچگی و خیلی های مان در نوجوانی با رادیو بزرگ شده ایم. یادم میاد عطا بهمنش در رادیو گزارش می کرد و من به عکس های همایون بهزادی و شیرزادگان نگاه می کردم و همراه با گزارش او همه چیز را تصور می کردم، فقط تصور.

    بعدا هم که تلویزیون آمد امکان ضبط برنامه ها وجود نداشت و خبری از بازپخش هم نبود. مثلا آن یک بار که همایون بهزادی و مهدی لواسانی در بازی پرسپولیس و تاج زد و خورد کردند را دیدیم و بس. یعنی همیشه تلاش می کردیم از جزییات رخدادها در گوشه ای از حافظه مان محافظت کنیم. این امر شما را در گذر ایام از واقعیت دور می کند.

    نسل شما از وقتی که یادش می آید تلویزیون و ویدئو داشته و حالا هم که این همه رسانه و تکنولوژی کارآمدتر آمده.

    نسل جدید همه چیز را به روز دیده و ثبت و ضبط می کند. مثلا اگر درباره لیونل مسی حرف می زند یا می گوید آردا توران را دوست دارد واقعا برای فکت می آورد، ولی خاطره های دور ما مخصوصا درباره فوتبال ایران آمیخته به خیال پردازی هم هست.
    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبالدر دوره شما لابد در هر بازی دو سه تا دریبل به خاطره هایتان اضافه می کردید.

    احتمالا همین طور است. برای من هنوز اکبر افتخاری و فریبرز اسماعیلی جزو بهترین دریبل زن ها هستند؛ یا فرارهای اصغر شرفی در ذهنم در تیم پاس بسیار پررنگ است. دفع توپ های حسن حبیبی در قلب دفاع همین طور. ولی واقعا اگر آن صحنه ها را دوباره ببینیم چه کیفیتی دارند

    و چگونه درباره شان قضاوت می کنیم؟ در حالی که وقتی شما می گویید علی کریمی و فرهاد مجیدی بهترین هستند برایش ده ها فیلم رو می کنید.

    بسیاری از نسلی که در دهه 60 نوجوان بودند، فکر می کنند علی کریمی به گرد پای ناصر محمدخانی هم نمی رسد.

    به هر حال این خاطره بازی ها وقتی با واقعیت گره نمی خورند، حالت افسانه گونه ای پیدا می کنند. اکبر کارگر جم مدافع راه آهن و تاج آن روزها، که من بازی اش را در امجدیه دیده ام هنوز هم برایم یکی از بهترین مدافعان میانی ایران است، ولی آن را چجوری برای تان تبیین کنم و نشان دهم؟ کریم باقری هم برایم یکی از بهترین هافبک ها است اما می توانم از او ده ها صحنه رو کنم.

    حالا اکثر جوان ها زبان انگلیسی می دانند و مطالعه می کنند. آن زمان دانستن زبان محدود بود. در بچگی مجله های «شوت» و «گل» را که هفتگی از انگلیس می آمد، می خریدم و به مدرسه می بردم. فقط من و احتمالا یک نفر دیگر این مجله ها را داشتیم. حالا بچه های کوچک در اینترنت به همه اطلاعات دسترسی دارند

    و این فوق العاده است. گاهی با بچه های ده دوازده ساله ای رو به رو می شوم که تحلیل های معرکه ای دارند.
    مثلا دو هفته پیش در اهواز یک پسربچه ده دوازده ساله با من حرف می زد و می گفت پپ گواردیولا جوان ها را می آورد، ولی مورینیو رفته زلاتان را خریده،

    و بعد تحلیل کرد گواردیولا، منچسترسیتی را برای آینده می سازد، ولی مورینیو مربی ای است که برای خودش مربیگری می کند و نه برای باشگاهش. به غلط و درستی این جمله ها کاری ندارم اما پشت آنها دیدگاهی نهفته که فوق العاده است.

    برویم سر سوال های مان. راستش ما که خیلی خوب شما را می شناسیم ولی شاید برای خوانندگان ما جالب باشد که بدانند شما بچه کدام شهر هستید.

    پدرم ارتشی و مهندس بود و پنج فرزندش در گوشه کنار ایران به دنیا آمدند. مثلا من در مشهد به دنیا آمدم، ولی شش ماه که بودم به تهران برگشتیم و کمی بعد به سنندج رفتیم و بعد هم راهی کرمانشاه شدیم.

    پس کردستان را خوب می شناسید.

    تا کلاس سوم دبستان در کردستان بودم. همیشه گفته ام با وجودی که سفرها کرده ام ولی تصویری که از مردمان و طبیعت کردستان در ذهن دارم برایم خیلی عزیز است. کوه هیا کردستان زیباترین کوه هایی هستند که دیده ام.یک خاطره جالب تعریف کنم. زمانی که در کرمانشاه بودیم خانه سازمانی مان وسط دشتی فراخ نزدیک کوه ها قرار داشت و روزها را معمولا در کوه و دشت بازی می کردیم.

    بومی ها سوار بر اسب و قاطر از آنجا رد می شدند و ما می ایستادیم به نگاه کردن و دنبا شان دویدن. یک بار عروس و دامادی را در جامه های کردی از روستایی به روستایی دیگر سوار بر دو اسب می بردند که بعدها، چنان تصویر باشکوهی از عروس و داماد در هیچ جا ندیدم.

    خلاصه وقتی از کلاس سوم به تهران آمدم، عکس هایم را که می دیدم، فکر می کردم چقدر فرق کرده ام و چهره ام عوض شده. به مادرم می گفتم «… ببین مادرجونم شما از من درست مراقبت نکردید، من آنجاها که بازی می کردم گم شدم و یکی از بومی های کرد مرا به فرزندی اش پذیرفت و شما هم که نمی توانستید بگویید پسر بزرگ تان را گم کرده اید،

    رفتید از پرورشگاه یک پسربچه کرد را آوردید به تهران و به نام من بزرگ کردید. حالا حمید صد واقعی جایی در کردستان مشغول کشاورزی یا شکار است و من که اینجا هستم در رگ هایم خون کرد واقعی جاری است…»؛ به هر حال زبان و لهجه کردی همیشه تکانم داده و مرا پرتاب کرده به دوردست ها.
    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبالچجوری اهل کتاب و مجله و قلم شدید؟

    کلاس اول بودم که پدرم برایم هم معلم عربی گرفت و هم معلم خط.

    انگلیسی را از کجا یاد گرفتید؟

    هم در دبستان و هم از معلمی که پدر گرفت. پدرم فردی فرهنگی بود و ما رامیان کتاب و روزنامه بزرگ کرد.ما چند سال در مدارس زبان خوانده ایم ولی به این خوبی بلد نیستیم.یکی از دلایلش همین مجله های ورزشی انگلیسی زبان بودند. آنها را جلویم می گذاشتم و لغات شان را یکی یکی در می آوردم. بعدا اصطلاحات شان برایم جا افتادند. مجله های «شوت» و «گل» آن دوران را هم هنوز دارم.

    بعدها در دوران دانشجویی این علاقه چه سمت و سویی گرفت؟

    در سال های دانشجویی دوربین عکاسی بسیار خوبی داشتم و وقتی به امجدیه می رفتم از همان جایگاه تماشاچی ها عکس می گرفتم. بعد با دوربین هشت میلی متری فیلم برداری می کردم. الان چند تا از بازی های جام تخت جمشید را هم دارم. آن زمان هر فیلم درون دوربین با سرعت 24 فریم در ثانیه دقیقا سه دقیقه و 48 ثانیه را فیلم برداری می کرد

    و چهار تا فیلم می شد حدود یک ربع از یک بازی فوتبال. فیلم بازی پرسپولیس و شاهین را دارم.همان بازی که پرویز قلیچ خانی کنار علی پروین بازی کرد و شاهین، یک هیچ برد، ولی پرسپولیسی ها رفتند و به حضور یک بازیکن شاهین به اسم کردانی اعتراض کردند که با شناسنامه برادرش بازی می کرد…

    همیشه سعی می کردم همه چیز را ثبت کنم. کمی قبل از انقلاب که هنوز ویدئو نیامده بود، من با همان دوربین از صحنه های فوتبال اخبار ورزشی تلویزیون فیلم برداری از می کردم که دوباره تماشای شان کنم. بعد هم که ویدئو آمد.

    شما در تمام این سال ها همچنان یک هوادار بوده اید. از کجا حمید صدر کارشناس شکل می گیرد؟

    من هنوز هم خودم را یک هوادار می دانم. هنوز نگاهم نگاه همان تماشاگری است که بیننده ای مشتاق است. من هرگز خودم را حرفه ای قلمداد نکرده ام و احتمالا هم نیستم.

    حالا طرفدار هیچ تیمی نیستید؟

    نه. پس از انحلال عقاب همه چیز تمام شد. در کتاب «پسری روی سکوها» تلاش کرده ام این شیدایی زخم خورده درباره طرفداری را توصیف کنم.

    زندگی مدرن پر از عشق است.

    طبعا من هم مثل همه در هر دیدار و هر فصل تمایلات خودم را دارم. مثلا در فصل پیش لیگ برتر انگلیس دلم می خواست لسترسیتی قهرمان شود. وقتی اتلتیکو با رئال به فینال می رسند دوست دارم اتلتیکو ببرد، ولی طرفداری من دغدغه داغ و تب زده سایرین را ندارد.
    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبالاین جنسی که شما عقاب را دوست دارید فقط جنس هوادارهای لیورپول است.

    در نوجوانی طرفدار چلسی بودم که سال 1970 جام حذفی را برد. آن زمان چلسی قهرمان نمی شد، ولی جنگنده و شاداب بود و در عین حال بومی. تا زمانی که آبراموویچ آمد و سوپراستارها را آورد که این قضیه با مدل ذهنی من نمی خواهند. مدل ذهنی من بر مبنای جان سختی و همدلی است تا قهرمانی به هر شکل. تلاش از ته دل برایم خیلی مهم است.

    فوتبال بازی برد و باخت است، نمی شود از باخت ناراحت نشد.

    مهم ترین و خاطره انگیزترین بازی زندگی من شکستی است که برابر استرالیا در مقدماتی جام جهانی 1974 خوردیم. در کتابم هم مفصل درباره آن نوشته ام. در استرالیا سه تا گل خوردیم. استرالیایی ها متفرعن بودند و استاد جنگ های روانی. یادم می آید کاریکاتو توهین آمیزی هم درباره ایران و ایرانی ها و بازیکنان ایران چاپ کرده بودند.

    در تهران 30 دقیقه نشده دو تا گل توسط پرویز قلیچ خانی زدیم که گل دومش- که از راه دور توپ به طاق دروازه نشست- برایم یکی از بهترین گل های تاریخ فوتبال ملی مان است. پس از آن 60 دقییقه فریاد زدیم و بازیکنان هم در میدان جان کندند. ولی گل سوم از راه نرسید، نرسید.

    یادم می آید اصغر شرفی از بس دویده بود نای بلندشدن نداشت. آن روز بعدازظهر حدود 60 هزار تماشاگر در استادیوم بود که همه گریه می کردیم. در آن اشک ریختن ها شوری وصف ناپذیر جاری بود که در هیچ جشن قهرمانی پیدا نمی شد.

    حالا جنس طرفداری در ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

    تا حدی احساس تعلق خاطر مهربانان از بین رفته. حتی طرفدارهای پرسپولیس و استقلال هم این تعلق خاطر را ندارند و با نوعی فاصله به تیم شان عشق می ورزند که آمیخته به حسرت و خشم هم هست. اینجا درخواست کسب پیروزی توسط طرفداران پرسپولیسی و استقلال و ندادند فرصت به مربی و بازیکنان، نوعی رویارویی با مدیریت باشگاه ها هم هست.

    آنجا سهام باشگاه شان را دارند حتی اگر شده یک برگ.

    در آلمان قانون مثبت 51 است. هیچ باشگاهی بیشتر از 49 درصد سهامش نمی تواند به یک سرمایه دار تعلق گیرد و طرفداران حذف نمی شوند. یا رئال و بارسا که اساس با رای گیری رییس باشگاه شان را انتخاب می کنند. ما چنین چیزهایی نداریم و تعداد تماشاگران روی سکوها به رغم افزایش جمعیت مثلا در تهران کاهش هم یافت. حالا استادیوم روها نقش کمتری در پیروزی تیم شان دارند.

    آن موقع واقعا «رو به روی جایگاه» که اصطلاح معروفی است و مربوط به شاهینی ها و پرسپولیسی ها بود نقش اساسی در بازی تیم های شان داشتند. حالا در ایران تماشاگران از نظر اقتصادی هم چندان نقشی ندارد. سیاسیت های فوتبال ایران تماشاگران را از آن مدل طرفداری که وجود داشت دور کرده. الان نه مدل ایرانی سابق حاکم است و نه مدل فرنگی اش وجود دارد.
    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبالفوتبال هم بازی کرده اید؟

    سوای بازی های خیابانی که پایم در آنها شکست، هم در تیم دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران بودم و هم در تیم دانشکده هنرهای زیبا. برادر جوان ترم، شاهین در تیم هما کنار حمید علیدوستی بازی می کرد و کمی بعد کنار مجید صالح به میدان رفت. سه برادر بودیم و آنها خوره تر از من بودند.

    امیرحسین که الان در هلند است فقط یک اتاق بزرگ پر از مجله و فیلم را به فوتبال اختصاص داده. به مجید وارث که چندین سال پیش به ایران آمد گفتم گزارش های شما را دارم. بازی های جام 1982 را با گزارش های او روی ویدئو ضبط شده داشتم و برایش گذاشتم. هنوز هم می نشینم بازی های قدیمی را می بینم.

    همین الان اگر به خانه ما بیایید دو سه تا دی وی دی دم دست هستند. در کنار فیلم های متعلق به همسرم، یک دی وی دی بازی های لیورپول دوران رافا بنیتس را هم می بینید که دیشب تماشا می کردم. دخترم می آید می گوید پدر بسه، خسته شدم از این فوتبال ها.

    حمیدرضا صدر اواخر دهه 70 با دهه 90 کاملا تغییر کرده . در نوشتار و در فضا رسانه ای متفاوت شده اید. شما رمان نوشتید و تکنیک نوشتاری تان را عوض کردید. این تکنیک جملات کوتاه…

    احتمالا یک مقدار هم به سن و سال بر می گردد و خبر از خزان عمر می دهد و پیری. تصور می کنم آنهایی که دائما می نویسند، در سن بالا به یک سادگی می رسند. متن های قدیم من پیچیده تر بودند و البته فوتبال هم به من کمک کرد که چون فکر می کردم مخاطبم عام است باید ساده تر بنویسم.

    یکی از دلایل جمله کوتاه نوشتنم هم ترجمه کتاب «یونایتد نفرین شده» بود. تکنیک و حذف فعل از جملات طی ترجمه آن کتاب در دو سه سال در من نشست کرد.

    کارهای ژورنالیستی شما یک دوره متفاوت داشت، آن هم حضورتان در صدا و سیما بود.

    آن موقع صفحات خارجی روزنامه «جهان فوتبال» را می بستم. آن زمان کتاب «روزی روزگاری فوتبال» را هم نوشته بودم. در جام جهانی 2002 که فرانسه بازی ها را با شکست از سنگال شروع می کند روز قبل از بازی مطلب نوشتم و پیش بینی کردم فرانسه شکست می خورد.

    ای کاش همیشه پیش بینی هایم درست از آب در می آمدند. اولین بار هم برای بازی های یورو 2004 وارد سیما شدم. یادم است درباره قهرمانی یونان با آقای لارودی صحبت می کردیم و تحلیلم این بود که بسکتبال یونان خیلی قوی است و در بسکتبال، زونینگ و منطقه بندی کردن خیلی اهمیت دارد و رهاگل در تیم یونان حریفانش را با چنین منطقی به بند کشید و از این حرف ها.

    فضای تلویزیون برای تان چطور بود؟

    محدودیت خاصی نداشتم و با همان منطق نوشته هایم مبتنی بر تاریخ و جامعه شناسی با مثال های مختلف حرف زدم.

    خودتان محدود نشدید که مثلا بعضی حرف ها را نگویید یا خودسانسوری کنید؟

    نه. چون عمدتا درباره فوتبال جهان حرف می زدم.

    ولی در «تماشاگران» با یکی دو مطلب درباره فوتبال ایران توفان عظیمی راه انداختید.

    احتمالا به مطلب «مردی که می خواست سلطان باشد» اشاره می کنید…

    درباره علی پروین بود. الان رابطه تان با آقای پروین خوب است؟

    صمیمی هستیم. علی آقا می داند هرگز نه با حب نوشته ام و نه با بغض. پارسال عروسی یکی از دوستان مان در لواسان بود. آنجا علی آقا را دیدم و او را از نزدیک به خانمم معرفی کردم. حالا نوشتن درباره فوتبال ایران برایم سخت شده، که این هم نشان از پیر شدن و محافظه کاری است. البته در ذاتم هم هیچ وقت خودم را شجاع قلمداد نکرده ام.
    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبالما یک مدت پشت سر شما قرار گرفته بودیم.

    ببینید مطلب «مردی که می خواست سلطان باشد» واکنش های زیادی داشت و دامان خانواده ام را هم گرفت. چندتایی از طرفدارهای علی آقا به خانه مان زنگ زدند و همسر و دخترم را تهدید کردند. همسرم خیلی اذیت شد. بعدها یک فیلم درباره علی آقا ساخته شد که من برای رونمایی اش رفته بودم

    و علی پروین هم با همه افراد خانواده اش آمده بود. وقتی روی سن رفتم گفتم روزگاری مطلبی درباره علی آقا نوشته بودم و بعضی از طرفدارانش خانواده ام را نشانه رفتند.در حالی که در کتابم «روزی روزگاری فوتبال» بخش مهمی در دهه 60 فوتبال ایران به نام علی پروین دارم و در آن اشاره کرده ام نقش پروین در آن دوران چقدر مهم بوده.

    اینکه یکی از معدود کسانی بود که چراغ فوتبال را در دوره ای که پولی در آن جاری نمی شد و دولتمردان هم می گفتند فوتبال نمی خواهیم روشن نگه داشت. ولی خب کسی به آن بخش که در کتاب چاپ شده اشاره ای نمی کرد.

    الان در حرف های تان گفتید که برای بازی ایران و اسرائیل ورزشگاه پر نشده بود ولی در دهه 60 علی پروین ورزشگاه پر می کرده.

    البته. طرح 27 ساله آمده بود و پروین آقای گل مسابقات باشگاه های تهران شده بود. روز بازی سال 62 پرسپولیس و استقلال واقعا روز عجیبی بود. بالا، پشت دروازه شمالی نشسته بودیم. هیچ وقت چنان استقبالی از یک دیدار در ایران ندیده ام. بازی را هم ضبط کرده بویدم.

    بعدا فرصتی شد که بهروز سلطانی، دروازه بان پرسپولیس به خانه مان آمد و راجع به آن صحنه گلی که خورد ساعت ها صحبت کردیم. عمیقا اعتقاد دارم که به فوتبالیست های دهه 60 خیلی جفا شد.

    به نظر ما بهترین نسل فوتبال، دهه 60 بود. تیم 84 سنگاپور عالی بود.

    آن دوران از آن حلقه های مفقوده است. راستی اجازه دهید خاطره ای بگویم. یکی از بازی های دهه 60 پرسپولیس- استقلال صفر صفر شد که وحید قلیچ هم در آن خیلی خوب بازی کرد. در آن بازی مادرم را برای اولین و آخرین بار به استادیوم بردیم.

    بعدها دخترم غزاله وقتی کوچک بود او را به استادیوم بردم تا طعم استادیوم رفتن را چشیده باشد. بعد هم که بزرگ شد، هر کشوری می رفت، توصیه می کردم حتما بازی های فوتبال را از روی سکوهای استادیوم ها ببیند تا دریابد حکایت کنار هم قرار گرفتن همه مردم بعنی چی.

    دخترتان اصلا فوتبالی هست؟

    به هر حال در حال و هوای فوتبال بزرگ شده. یک بار که به شهر لیورپول رفته بود بازی اورتون- آرسنال را از نزدیک دید. اگر اشتباه نکنم رابین فن پرسی در آن بازی گل زد. پارسال هم دیدار اتلتیکو- رئال را در مادرید از نزدیک تماشا کرد.

    اجازه دهید خاطره دیگری از دخترم و فوتبال بگویم. او سه چهار سال پیش رفته بود پرتغال و با یک سری دانشجوی پرتغالی آشنا شده بود. یک سال بعد شش تا از آن دانشجوهای پرتغالی راهی ایران شدند و غزاله برای شان هتل گرفت و کارهای شان را انجام داد. یک شب هم آنها را به خانه دعوت کرد تا همسرم با غذاهای ایرانی از آنها پذیرایی کند. من که وارد خانه شدم صحبت از کی روش و سیموئز شد.

    سیموئز برای شان مثل ناصر حجازی برای ما است. من با سیموئز رابطه صمیمانه ای داشتم و هر بار او را می دیدم به بازی هایش برای پرتغال و بنفیکا اشاره می کردم. دانشجویان پرتغالی مهمان گفتند می توانیم با سیموئز صحبت کنیم؟ من هم شماره سیموئز را گرفتم و به او گفتم چند نفر از همشهری هایت اینجا هستند

    و بعد هم گوشی را به آنها دادم و صحبت کردند. آنها فرد صبح صبحانه مهمان کی روش و سیموئز جایی در شهرک غرب بودند.

    فکر می کنم خودتان زیاد این را شنیده اید و از کنارش گذشته اید. یک عده می گویند چرا درباره فوتبال حرف می زنید و یک دوره ای به خود ما هم می گفتند انشانویس.

    به هر حال تاریخ فوتبال را نویسنده ها و پژوهشگران نوشته و ثبت کرده اند. حالا همه بازیکنان و مربیان برای اشاره به آنچه انجام داده اند به نوشته ها و مقاله هایی که مثلا خود شما نویشته اید روی می آورند.

    جاناتان ویلسون که فوتبالیست نبوده که بهترین کتاب های فوتبالی را نوشته. همین طور سایمون کوپر و گاربریل مارکوتی. عادل فردوسی پور، تحصیل کرده رشته صنایع است ولی برنامه اش مرجع فوتبالیست ها و مربیان است. دامنه فوتبال آن قدر بزرگ شده که حالا در دانشگاه ها در زمینه اقتصاد فوتبال و بازاریابی اش رشته دکترا دارند.

    خوشخبتانه چند کتاب فوتبالی ام پرفروش بوده اند و دائما تجدیدچاپ می شوند. پرفروش ترینش اتفاقا «نیمکت داغ» است که درباره مربیان بزرگ دنیای فوتبال است و سیر تطور تاکتیکی را ترسیم کرده.

    حس نکرده اید که جایی حسادت هم وجود داشت؟

    هرگز سعی نکرده ام ذهنم را مکدر و سیاه کنم. همیشه مثل یک ماشین، کاری را که دوست داشته ام با علاقه انجام داده ام. زندگی کوتاه تر از آن است که بنشینیم و به این چیزها فکر کنیم.

    کمی هم درباره کتاب های تان صحبت کنیم. کتاب های اول شما بیشتر حالت مشق دارد برای اینکه ببینید می خواهید وارد این حوزه شوید یا نه.

    واقعا؟

    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبالولی ریتم کتاب های تان این طور است که مثلا اولی ها ترجمه است. بعد تالیف کتاب های تخصصی تر است. بعد خاطره نویسی و بعد هم کتاب «تو در قاره خواهی مرد».

    همه اینها با یک زنجیر به هم وصل هستند، پایه همه این کتاب ها و حتی صحبت هایم در تلویزیون، تاریخ و جامعه شناسی است.

    درباره «تو در قاهره خواهی مرد» می گویند با مستندات تاریخی همخوانی ندارد.

    این طور نیست. همه جزییات آمده در کتب بر مبنای تحقیقاتم در کتابخانه ملی و کتابخانه مجلس بوده. صدها فیش برداشته ام.

    نگران این نیستید که وقتی وارد حوزه تاریخ معاصر می شوید نتوانید همه چیز را راحت بنویسید؟ آن هم درباره شاه؟

    اگر کتاب را ببینید به پدرم تقدیم شده؛ نوشته ام «به یاد پدرم که اگر این کتاب را می خواند مرا مواخذه می کرد». پدر من مهندس ارتشی زمانی شاه بود. هم سید بود و هم شازده قاجاری. عموی پدرم سال 1325 نخست وزیر بود محسن صدر یا همان صدرالاشراف بود. من در این محیط ها بزرگ شده و تکبر از بالا به پایین را همیشه در خانواده پدرم می دیدم و به همین دلیل هم همیشه با پدرم مشکل داشتم.»

    اتفاقا «تو در قاهره خواهی مرد»، نقد قدرت و نظامی و نظامی گری است. درباره چیزی نوشته ام که حال و هوایش را زندگی کرده ام.

    به نظر می رسد بخش درامش را زیاد کرده اید.

    لحن و جمله پردازی اش به من تعلق دارد ولی هرچه نوشته ام تماشم فکت است. درباره ترور شاه در کاخ مرمر یا جشن های 2500 ساله، تمام منابع و مراجع آن دوران را دوره کرده ام. در حقیقت هر آنچه آورده ام برگرفته از منابع دوران پهلوی است. ببینید من رمان های تاریخی را همیشه دوست داشته ام. مثلا رمان هایی درباره زندگی هیتلر، استالین و چرچیل. یکی از کتاب های بالینی ام «چنگیزخان» نوشته واسیلی یان است.

    شما با این زمان به جایزه جلال خیلی نزدیک شدید و از کتاب تان تقدیر شد.

    گاه باشد که کودکی نادان، به غلط بر هدف زند تیری؛ حتما تصادفی بوده.

    الان کتابی در دست دارید؟

    یک رمان ترجمه کرده ام که در دست چاپ است. نگارش کتاب «صد فوتبالیست برتر ایران» هم آهسته جلو می رود. یک کتاب هم درباره حسنعلی منصور دارم.

    آخرین فیلمی که در سینما دیدید…؟

    «ابد و یک روز» و «سالوادور».

    پیگیر سینما هستید؟

    حتما. خصوصا پیگیر فیلم های فیلمسازهای جوان خودمان. حالا حرف اول و آخر را جوان ها می زنند.

    تئاتر هم خیلی می روید.

    من از جوانی تئاترباز بوده ام. یک تیره دوست های تئاتری بسیار دوست داشتنی دارم. من و همسرم دائما راهی نمایش های تئاتری خصوصا آنهایی که به جوان ها و مستقل ها تعلق دارد، هستیم.

    این شیوه زندگی شما خیلی حسادت برانگیز است.

    ولی هرکس گرفتاری های خاص و دردهای شخصی اش را دارد.

    به نظر می رسد در دل سختی ها از زندگی لذت می برید.

    تلاش می کنم از هر چیز کوچکی بهره ای ببرم. نمی دانم شاید دلیلش هم این است که در خانواده پدری ام خیلی ها خیلی زود به دلیل سرطان جان دادند. پدرم در 60 سالگی فوت کر و مادرم خیلی جوان بود که به با پنج بچه جوان ماند. دخترعمو و پسرعموی من به 30 سال نرسیدند که جان دادند.

    همیشه فکر می کردم تا 35 سالگی بیشتر زنده نخواهم ماند. زمانی که ازدواج کردیم به خانمم همین را گفتم و او هم به طنز گفت نگران نباش پس از آن فکری خواهم کرد.جلو که آمدیم همسرم در 35 سالگی درگیر سرطان شد. ولی خوشبختانه او برخلاف من آدمی قوی است. سعدی می گوید «هر نفس که می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات»… چه کسی باور می کرد کیارستمی این چنین برود؟

    قبل از اینکه راهی سفر آمریکا شوم به اینانلو زنگ زدم و قرار شد بعد که وقتی برگشتم یکدیگر را ببینیم. چند روز بعد آنجا خبر فوتش را شنیدم. آنجا بود که فرهاد زنگ زد و خبر مرگ همایون بهزادی را داد.در بوستون، برف و سرما همه جا را فرا گرفته بود و دلم چنان گرفت که گریه ام گرفت. رفتم گوشه ای تا کسی اشک هایم را نبیند.
    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبالمن همایون بهزادی را هیچ وقت ندیده ام ولی برای او گریه کردم. اما مشخص نیست اگر یکی از فوتبالیست های نسل خودمان فوت کند گریه کنم.همایون بهزادی هیچ وقت درباره خودش حرف نزد و جایگاه بزرگش را به رخ نکشید. در حالی که کاپیتان پرسپولیس بود و سه تا گل در بازی شش تایی به استقلال زده بود. قهرمان آسیا بود.

    همایون بهزادی کسی بوده که پوستر چسباندن با عکس او شروع شده و بت دهه 50 بوده ولی در دهه های 60 و 70 مجبور بوده لوله کشی کند.

    متاسفانه برای خیلی از فوتبالیست های دهه 50 این اتفاق افتاده و مشکل معاش پیدا کردند.

    اینکه از اوج شهرت یک باره همه چیز را از تو بگیرند سخت است.

    برای من بعدها دیدن فوتبالیست ها در شرایط مختلف سخت بود. عطا بهمنش برای همه جایگاه بالایی داشت و هنوز هم دارد. بعد از انقلاب از جاده قدیم که می آمیدم به سمت بالا یک نان فانتزی تازه باز شده بود. عطا بهمنش را آنجا نشسته پشت صندوق می دیدیم و برای مان خیلی سخت بود.

    وقتی به گذشته نگاه می کنید در زندگی شما حسرت هست؟

    اعتراف می کنم هیچ وقت برای پدرم پسر شایسته ای نبوده ام. همین طور برای مادرم یک فرزند خوب. بی تردید دو خواهرم بیشتر زحمت مادرم را کشیده اند.

    از کی درگیر فوتبال شدید؟

    به طور جدی، از وقتی که برای همیشه برگشتیم به تهران و من امجدیه رو شدم؛ من حوالی کلاس چهارم دبستان. پس از تماشای هر دیداری، برای خودم یادداشت بر می داشتم و به بازیکن ها رتبه می دادم. بعد همه چیز مصادف شد با عصری که من اسمش را آغاز عصر طلایی فوتبال ایران می گذارم؛

    یعنی زمان بازی های جام ملت های آسیا 1347 که ایران قهرمان شد. فوتبال ایران به قبل و بعد از این بازی ها تقسیم می شود و ما تا یک دهه بعد، بی بروبرگرد آقای آسیا بودیم.

    شما شاهینی بودید؟

    من توسط یک شاهینی امجدیه رو شدم و در بغل چپ جایگاه که متعلق به شاهینی ها بود و بعد پرسپولیسی ها، می نشستم. بغل راست به تاجی ها تعلق داشت. معمولا بیشتر طرفداری ها با علاقه به یک بازیکن شروع می شود. و من شیفته فریبرز اسماعیلی و اکبر افتخاری بودم و عقابی شدم.

    حسین فکری، مربی عقاب هم برای مخالفت خوانی هایی برایم جذاب بود. ما مصطفی عرب، غلام وفاخواه، حمید امینی خواه، اکبر مالکی و کمی بعد پرویز قلیچ خانی را هم داشتیم.عقاب هیچ وقت قهرمان نشد و بعد هم منحلش کردند. من مثل جوانی شدم که عشقش رادر جوانی از دست داده اما دیگر هیچ وقت این عشق را فراموش نکرده.

    احتمالا برای همین همیشه طرفدار تیم های کوچک و ضعیف شدم. و من می دانم که به خاطر علاقه ام به فریبرز اسماعیلی و اکبر افتخاری عقابی شدم.

    چه یادگارهایی از ان دوران دارید؟

    کیهان ورزشی و دنیای ورزش آن زمان را صحافی شده و به دقت نگه داشته ام. در این چند سال که با همسرم به این نتیجه رسیده ایم که باید خیلی چیزها را رد کنیم، قبل از اینکه دخترمان همه را به سمسار بدهد، بسیاری از کتاب های دانشگاهی ام و مجله ها و کتاب ها را رد کرده ام، منتها این مجله ها را نگه داشته ام چون با خاطره های دوری که برایم عزیز هستند گره خورده اند.

    چقدر با رسانه های جدید آشنایی دارید؟ شما جزو اولین کسانی بودید که تایپ کردید.

    من همه نوشته هایم تایپ است چون باید در یک سطح حداقل خودم را با شما جوان ها جلو بکشم.

    شما که از ما جلو هستید.

    البته که این طور نیست. محض نمونه در اینستاگرام و فیس بوک و توییتر از همه شما عقب تر هستم.

    شاید هم به خاطر محافظه کاری باشد.

    احتمالا همین طور است. در عین حال اینها وقت زیادی را می گیرند. همین حالا در فولدرهای کامپیوترم ده ها مقاله فوتبالی و اقتصادی و اجتماعی نخوانده دارم. فیلم هایی هست که ندیده ام، فوتبال های قدیمی هست که دوست دارم دوباره ببینم. ترجیح می دهم وقتم را صرف اینها کنم.
    گفتگو با حمیدرضا صدر مردی از جنس فوتبالبه نظر می آید ترجیح می دهید خودتان رسانه تان نباشید. ترجیح می دهید یک یادداشت به یک سایت بدهید و بعد آنجا کامنت ها را ببینید.کامنت ها را نمی خوانم. این مثل یک بازی رسانه ای تمام نشدنی است که خیلی انرژی می برد و شما را فرسوده می کند. در حد بضاعت خودم سعی کرده ام خودم را به روز نگه دارم و اینکه منتظر بمانم تایید یا تحسینم کنند از سن من گذشته.

    شما پیش بینی کرده بودید گری لینکر به قولش عمل نمی کند، ولی با شلوار کوتاه ورزشی برنامه اش را آغاز کرد.

    تصور نمی کردم بی بی سی چنین اجازه ای دهد. او 55 ساله است و چه هیکل متناسبی دارد. به هر حال آنچه انجام داد تاریخی شد.

    قهرمانی لستر ارزش این کار را داشت؟

    وقتی تیم دوران جوانی ات یک بار برای همیشه قهرمان می شود، بله.

    این فصل لیگ برتر چه خواهدشد؟

    احتمالا باز هم یکی از دو تیم منچسر یا چلسی می رود آن بالا.

    شما بعد از اینکه به نشریه تماشاگران آمدید، درگیر ژورنالیسم فوتبالی شدید. حمیدرضا صدری که بیشتر برای سینما می نوشت یک باره به سمت فوتبالی می آید که شاید از نظر دوستان تان خیلی به شما نمی خورد.

    فوتبال مساله ای خیلی جدی بوده و هست و با همه چیز گره می خورد. در هنر، مخاطبان طبقه بندی شده هستند و به هرحال با نوعی نخبگی گره می خورند. نمی توانید با یک بچه ده دوازده ساله درباره مثلا موسیقی و سینما بحث کنید، درست برخلاف فوتبال. فوتبال آدم ها را در یک سطح قرار می دهد که خیلی خیلی معرکه است.

    در نشریه «تماشاگران» کنار گروه فوق العاده ای قرار گرفتم. آن دو برایم ارزشمند است. آن روزها فکر می کردم می توان بحث هایی راه انداخت و به فوتبال ورای نتیجه و پیروزی و شکست نگاه کرد. همان موقع مجله فیلم ما را ببینید برای جام جهانی 98شماره مخصوصی درآوردیم. آن دوران با مجید اسلامی نشستیم و با عادل فردوسی پور گفت و گو کردیم.

    شاید دلیل این که آن دوران به سوی سینما رفته بودید این باشد که بستری برای فوتبال نبوده.

    بله. هنوز انفجار نشریات فوتبالی رقم نخورده بود. یادمان باشد سیاست های دهه 60 پرهیز از دامن زدن به جو فوتبال بود. ما حتی بازی های لیگ کشوری نداشتیم و از پخش زنده فوتبال های فرنگی هم خبری نبود. آن زمان من نشریه «هدف» و «کیهان ورزشی» را می گرفتم. در عین حال در «کیهان ورزشی» دوستانی داشتم و کلی از بازی های استقلال و پرسپولیس را با آنها در استادیوم می دیدم.

    دوشنبه ها در داوودیه فوتبال بازی می کردیم. یا کسانی مثل دکتر سیار، پرویز زاهدی، عارف قلی زاده، بیژن معتمدی، هوشنگ فتحی، فریدون شیبابی و حسین خونساری. آن زمان شرکت ما در بندرعباس پروژه هایی داشت. من برای بازی های مهم خارجی به آنجا می رفتم، بازی را با ویدئو ضبط می کردم و می آوردم.

    هفته نامه تماشاگران امروز


 

تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3